وبلاگ

عقیق

سایت عقیق سایتی آموزشی, تفریحی و سرگرمی برای تمامی افراد خانواده

مار از پونه بدش می آمد…

مار مغروری بود که خیلی از بوی پونه بدش می آمد. یک روز که از خواب بیدار شد، دید که درست کنار خانه اش یک پونه روییده است، فورا آن را کند و بیرون انداخت. فردای آن روز وقتی از خواب بیدار شد بوی پونه را حس کرد، به سرعت از خانه خارج شد و با کمال تعجب دید که جای آن یک پونه، دو تا درآمده، این بار با عصبانیت بیشتر پونه ها را کنده و به یک طرف پرتاب کرد و با دمش محکم چند ضربه روی آن زد! چند روز دیگر یک روز که از خواب بیدار شد با تعجب دید که کلی پونه در اطراف خانه اش رشد کرده و چاره ای ندید جز اینکه به خانه دیگری برود! ولی به خانه جدیدش هم که رفته بود همین جریان برقرار بود! به همین دلیل است که هر وقت کسی دوست نداشته باشد کسی را ببیند با دیدن بی موقع او می گوید: «مار از پونه بدش می آمد، دم خانه اش سبز میشه.»



خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه سایت عقیق ایمیل خود را در باکس زیر وارد کرده و دکمه ارسال ایمیل رافشار دهد :

تبلیغات
آخرین مطالب
آخرین مطالب بازدید شده
آموزش تعمیرات موبایل پل تیک بان