وبلاگ

عقیق

سایت عقیق سایتی آموزشی, تفریحی و سرگرمی برای تمامی افراد خانواده

کاسه می‌سازم

پیرمرد سالخورده ای با پسر و عروس خود زندگی می کرد. آن ها با پدر سالخورده خود ناسازگار بودند، تا این که روزی ظرف غذا از دست لرزان پیر سالخورده به زمین افتاده و چند لک کوچک روی لباس عروس و شلوار فرزند مغرور افتاد. ناگهان هر دو خروشیده و به یک باره از پدر کناره گیری کردند. از آن پس هنگام صرف غذا پیرمرد را در سفره ای جداگانه در گوشه اتاق می نشاندند و خود برسر میز غذا می نشستند.
پیداست که این حرکت برای یک پدر علاقه مند به فرزند تا چه اندازه ناگوار و تحمل آن دشوار بود، اما برای رضایت خاطر پسر و عروسش هیچ نمی گفت و در کاسه چوبین مخصوص خود غذا می خورد و بچه هایش را دعا می کرد.
یکی از نوه های شیرین زبان و باهوش پیرمرد، روزی از پدر جوان و بی عاطفه خود پرسید: چرا چند روزی است سفره غذای پدر بزرگ را جدا کرده اید و صندلی او را در سر میز خالی می گذارید؟! پدر گفت: به خاطر این که پدربزرگ پیر و کثیف شده! کودک با تعجب بسیار گفت: همین؟! پدر پاسخ داد: آری.
چند روز گذشت. روزی به هنگام خوردن غذا، کودک را صدا زدند که برسر میز حاضر شود. کودک گفت: الان می آیم. دقایقی طول کشید، پدر و مادر گفتند: پس چرا نمی آیی؟ کودک گفت: مشغول هستم. پدر و مادر تاکید کردند که: غذایت سرد می شود زودتر بیا.
باز هم طفل نیامد. بالاخره به تندی و عتاب گفتند: پس چرا نمی آیی؟ کودک گفت: دارم کاسه می سازم، صبر کنید تا تمام شود، بعد می آیم. پدر و مادر باتعجب گفتند: کاسه برای چی؟! کودک پاسخ داد: مثل همان کاسه که شما برای پدر بزرگ ساختید، من هم دارم برای شما می سازم تا هر وقت به سن پدربزرگ رسیدید و پیر و کثیف شدید، سفره غذای شما را جدا کنم و در آن کاسه به شما غذا بدهم!
با این اقدام تکان دهنده کودک، پدر و مادر از خواب سنگین غفلت بیدار شده و از عمل خود بی نهایت شرمسار گردیدند. بعد هم سر و روی پدر را بوسیده و عذرخواهی کردند و با هم دور یک میز نشستند
امام صادق (ع): بروا آباءکم یبرکم ابناوکم
با پدران تان خوش رفتاری کنید تا فرزندان تان با شما خوش رفتاری کنند.

برگرفته از کتاب اندرزها و حکایات



خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه سایت عقیق ایمیل خود را در باکس زیر وارد کرده و دکمه ارسال ایمیل رافشار دهد :

تبلیغات
آخرین مطالب
آخرین مطالب بازدید شده
آموزش تعمیرات موبایل پل تیک بان