وبلاگ

عقیق

سایت عقیق سایتی آموزشی, تفریحی و سرگرمی برای تمامی افراد خانواده

فراموشی

«بایزید»، مریدی داشت که بیست سال بود از وی جدا نشده بود. هر روز که شیخ او را می خواند اینگونه می گفت که، گفتی: «ای پسر، نام تو چیست؟» روزی مرید گفت: «ای شیخ، مرا استهزا» می کنی؟ بیست سال است که در خدمت تو می باشم و هر روز، نام من می پرسی»! شیخ گفت: «ای پسر، استهزا» نمی کنم. نام «او» آمده و همه نام ها از دل من برده است. نام تو یاد می گیرم و باز فراموش می کنم!»



خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه سایت عقیق ایمیل خود را در باکس زیر وارد کرده و دکمه ارسال ایمیل رافشار دهد :

تبلیغات
آخرین مطالب
آخرین مطالب بازدید شده
آموزش تعمیرات موبایل پل شرکت سیتاکسیسمونی بلیط هواپیما خدمات مالیاتی خدمات حسابداری تعمیرات موبایل 118 خرید چیلر بازسازی منزل اقدام پژوهی فلزیاب